محمد يار بن عرب قطغان

175

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

صاحبقران سكندرشوكت مىبود و پيوسته شمشير هوادارى آن حضرت زده ، متابعت و ملازمت مىنمود . و صاحبقران سكندرنشان ايالت « 1 » ساغرج را به طريق استقلال به او عنايت فرمود تا در اين اثنا طبل ارتحال فرو كوفته ، به عالم آخرت توجه نمود و او را يك پسر بود به نام محمد ابراهيم . ذكر محمد ابراهيم سلطان بن سيونج محمد سلطان بن كپك سلطان بن بوپاى سلطان بن خوجوغم سلطان بن ابو الخير خان و او « 2 » شاهزاده‌اى بود ، بعد از آنكه صاحبقران سكندرنشان ابو الغازى عبد الله خان به روضهء رضوان و سرا بوستان جنّان شتافت و نوبت‌خانى و مرتبهء جهانبانى به فرزندش عبد المؤمن خان قرار يافت ، آن زمان عبد المؤمن خان 240 ايالت ولايت ابيورد و باغباد را به او مسلّم داشت . و چون واقعهء هايلهء عبد المؤمن خان در چهار باغ زامين روى داد ، تمامى بلاد خراسان در قبضهء تصرف « 3 » شاه عباس درآمده ، محمد ابراهيم سلطان نيز به دست افتاد . و چون آن شاه بهرام‌قهر از پريشانى ماوراء النهر و جلوس شهريار عالىشأن ابو الغازى باقى محمد خان در ولايت سمرقند اطلاع يافت ، بىتوقف محمد ابراهيم سلطان را طلبيده ، عهد و پيمان در ميان انداخت و به جانب ماوراء النهر ارسال داشت . و زمانى كه والى بخارا پير محمد خان در نواحى سمرقند از عساكر فيروزمند « 4 » شهريار سعادتمند باقى محمد خان منهزم گشته به قتل رسيد ، خداى نظر قونكرات كه امير الامراى پير محمد خان بود از آن معركهء خونخوار ، صحّت و سلامت بيرون آمده ، در بودن بخارا مصلحت نديد و از غايت هراس كه به خاطرش مستولى گشته بود ، از ( 100 الف ) بلدهء بخارا بيرون آمده تا مشهد مقدسه در هيچ مكان عنان باز نكشيد . و محمد ابراهيم سلطان كه متوجه ماوراء النهر بود در آن منزل بهشت‌آيين « 5 » پيش آمده ، فى الحال قرعهء مشورت در ميان انداخت و هريك از اهل مجلس به اندازهء عقل و خرد

--> ( 1 ) . ت : ايالت و ولايت . ( 2 ) . ت : آن . ( 3 ) . س : « تصرف » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 4 ) . ت : فروزمند . ( 5 ) . س : اساس .